کتابخانه ملی - تکميل

توی یادداشت قبل طریقه دسترسی به کتابخونه رو نوشتم حالا بریم سر اصل مطلب:<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

اگر به سایت خودِ کتابخانه ملی رفته‌باشید، حتما اطلاعات مربوط به عضویت را دیده‌اید. برای عضویت لازم است که تحصیلات دانشگاهی داشته‌باشید، یا دانشجو باشید و یا به عنوان شخص حقوقی ثبت‌نام کنید. یک برگ کپی شناسنامه + کپی مدرک تحصیلی (و یا کپی کارت دانشجویی برای دانشجویان) + یک قطعه عکس سه در چهار رنگی در دست از درب شرقی وارد می‌شوید و مستقیم می‌روید (از آب نما هم رد می‌شوید) تا اینکه سمت راست‌تان دری می‌بینید که کنار آن نوشته شده عضویت. از در که داخل شدید پله‌های روبرو را یک طبقه تشریف می برید بالا و می‌چرخید سمت راست که میز ثبت نام هست و یک آقایی که آن پشت ایستاده و مدارکتان را می‌گیرد و فرم ثبت‌نام را به شما می‌دهد که پر کنید. به این‌صورت می‌توانید یک کارت موقت یک ماهه داشته باشید تا اینکه کارت اصلی آماده شود. در صورتیکه مدارک‌تان کامل نباشد هم با یک کارت شناسایی معتبر و عکس‌دار برای شما یک مجوز استفاده یک‌روزه صادر می‌شود.

خوب برای رفتن به قسمت‌های اصلی یا همان تالارها از بخش عضویت که آمدید بیرون کمی مستقیم می‌روید و بعد می‌پیچید سمت راست و از بین سکوهای سنگی که برای استراحت در نظرگرفته‌اند رد می‌شوید و از آنجا وارد سالن‌ها می شوید. اگر امانتی دارید باید تحویل بدهید چون وارد کردن و خارج کردن کتاب به/از این کتابخانه ممنوع است. پس یک کارت شناسایی عکس‌دار دیگر هم می‌دهید تا یک قبض و کلید یک کمد امانات به شما تحویل داده‌شود. بعد از اینکه وسائل‌تان را در کمد قرار دادید، می‌توانید داخل شوید. اولین چیزی که جلب توجه می‌کند؛ کامپیوترهایی‌ست که در سمت راست و چپ برای جستجوی کتاب مورد نظر قرار گرفته. یک نرم افزار کتاب‌شناسی روی هر دستگاه هست که با استفاده از آن می‌توانید شناسه کتاب مورد نظر را پیدا کرده و روی برگه‌های مربوطه بنویسید. هر برگه مخصوص یک کتاب است و هر دو بخش آن باید به یک شکل پر شوند. با یک بار درخواست حداکثر می‌توانید چهار کتاب امانت بگیرید. به علاوه کتاب‌های مرجع که استفاده از آن‌ها بلامانع است و نیازی به مجوز یا کارت عضویت ندارد.

گفتنی در مورد تالارهای مطالعه زیاد هست ولی لذت کشف زیر و بم‌ها را می‌‌گذارم به عهده خودتان! درست است که ساختمان کمی گیج‌کننده به نظر می‌رسد ولی اخت شدن با آن و پیدا کردن چم و خم‌ها کار ساده و در عین حال جذابی است. ولی آن‌ها که عجله دارند می‌توانند این مطلب را مطالعه کرده و اینوگراف تالارها را نیز ببینند.

اسکرول کنيد به پايين صفحه٬ عنوان مطلب هست : قصری رویایی برای یک کرم کتاب

پ.ن. از هرچه بشه گذشت از کار شکم نمیشه گذشت! دور و بر کتابخانه هم تا چشم کار می‌کنه آبادی که توش بشه یه چیزی خرید پیدا نمی‌شه. رستوران کتابخونه هم هنوز راه نیفتاده. پس چکار باید کرد؟!! هااا، کشف این قسمت برای من خیلی لذت بخش بید، شما رو هم شریک می‌کنم! روبروی همون درِ قسمت عضویت کمی بالاتر یه در هست که ازش وارد یه دخمه(!) می‌شید و دست چپ رو میگیرید تا به آسانسور می‌رسید، تشریف می‌برید تو و دکمه مربوط به طبقه منهای سه رو می‌زنید. وقتی رسیدید راهروهای پیچ در پیچ رو مستقیم و چپ چپ می‌رید تا به جایی می‌رسید که روش نوشته تعاونی مصرف کارکنان. وارد که شدید با سیل مشتاقان شکم که از روی ناچاری به کیک و چای و بیسکوییت و قهوه و چیپس و پفک و نوشابه و  ... پناه آوردن روبرو خواهید شد!

خدایش یکی نیست بگه اینم شد راهنما؟! بلد نیستی ننویس. این که همش شد مستقیم، چپ، راست، مستقیم، چپ، راست! اصل رو ول کردی نقشه راه می‌دی؟! اونجا کتابخونه‌ست یا جزیره گنج؟!

یه چیز دیگه معماری این کتابخونه هم جای بحث بسیار داره، اما برای متخصصین!

 

/ 5 نظر / 23 بازدید
مندو

سلام. اونجا کم از جزيره گنج نيست. جای باصفاييه. موفق باشی. شيطونی هم بسه ديگه. ايندفه رفتي، بازيگوشی نکن.

راز

با مندو کاملا موافقم!!!!!!!

پویا

می‌دونی با اين نوشته‌ات چه لطف بزرگی به من کردی؟ چقدر مفید. چقدر عالی.يک دنيا ممنون

رویا

سلام. جای ما رو هم خالی کنید بی زحمت که الان اینجا اسیریم و کاری جز جزوه خوندن و میان ترم دادن،نمی تونيم انجام بديم!!!!!

hack4u2

نرم افزار آموزش هک پيشرفته و آنتی فيلتر Http://hack4u2.persianblog.ir